سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
233
طب در دوره صفويه ( فارسى )
به اين ترتيب شيعهها به دو نوع ازدواج عقد دائم و ازدواج با كنيز يك نوع سوم را هم كه ازدواج موقتى باشد اضافه كردهاند . در اين نوع ازدواج دو نفر موافقت مىكنند كه از چند روز تا 99 سال باهم بسر ببرند و از آنجا كه برطبق موازين مذهبى ازدواج دائمى مرد مسلمان با زن غير مسلمان ممنوع است تمام ازدواجهائى كه بين مردان ايرانى و زنان مسيحى صورت مىگرفت از اين نوع بود مگر آن كه اين دختر در جنگ اسير مىشد كه در اين صورت كنيز واقعى محسوب مىگشت . زنى را كه به ازدواج موقت با مردى درآمده بود صيغه يا متعه مىناميدند . در ازدواج متعه نيز خطبهء صيغه همانند خطبهء عقد دائم جارى مىگرديد و مهريهء زن همانند عقد دائم مشخص و معلوم مىشد و خطبهء صيغه مىبايست توسط يك آخوند يا ملا جارى مىگرديد و حضور شهود ضرورت داشت . اين ازدواج براى مدتى كه در خطبهء صيغه قيد مىگرديد دوام داشت و پس از انقضاى اين مدت خودبهخود فسخ مىشد مگر آن كه مرد قبل از انقضاى مدت مزبور آن را فسخشده اعلام مىكرد و در هر دو صورت موظف به پرداخت مهريه بود . در اين ازدواج هيچ حقى جز مهريه به زن تعلق نمىگرفت و نه تنها زن هيچ سهمى از مال شوهر خود نمىبرد بلكه بچههاى او نيز از پدر خود ارث نمىبردند . پس از انقضاى مدت صيغه زن تا حتم نمىكرد كه حامله نيست حق ازدواج مجدد را نداشت و اين نوعى حفظ منافع شوهر بعدى محسوب مىگرديد . يك چنين ازدواج موقتى مخصوصا در دو شهر زيارتى قم و مشهد رواج فراوان داشت در اين دو شهر گروه كثيرى زن زندگى مىكردند كه شغلشان اين بود كه صيغه زائرينى مىشدند كه پس از يك مسافرت سخت و طولانى و مدتى مديد دورى از زن خود به شهر مىرسيدند . كرزن « 8 » معتقد بود كه مشهد به اين دليل غير اخلاقىترين شهر آسيا است و دراينباره مىنويسد « متاسفم از اين كه بايد بگويم گروه كثيرى از زوار كه با عبور از درياها و خشكىها خود را براى بوسيدن ضريح امام به اين شهر مىرسانند از وجود امكان خوشگذرانى در مشهد به اين كار بيشتر تشويق مىشوند و حتم مىكنند كه تعطيلاتى بسيار مطبوع خواهند داشت و اين همان چيزى است كه ما در زبان انگليسى به آن عياشى مىگوئيم . در مورد ازدواج متعه وضع تركها با ايرانىها فرق دارد آنها اين كار را نوعى شهوترانى شرعى تلقى مىكنند . مراسم ازدواج در بين زنان قبايل و عشاير مشابه زنان شهرنشين بود جز آن كه ايشان انجام برخى آداب و رسوم خاص خود را نيز ضرورى مىدانستند . دختران قبايل نيز مثل دختران شهرى مهريه داشتند و تعيين ميزان آن يكى از شروط اساسى عقد محسوب مىگشت . بين خانواده عروس و داماد هدايائى ردوبدل مىشد و جشنى برپا مىگرديد كه ممكن بود سه
--> ( 8 ) - Lord Curzon